تبليغاتX
سرباز

دست پیش را گرفته اند ...

 نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 19:57  توسط محمد علی پناهی نژاد 

دولت نهم از قبل از آمدن هم مخالفانی داشت اما بعد از آمدن تعدادشان زیادتر شد چون برخی فکر نمیکردند با انتخاب شدن محمود احمدی نژاد وی به شعارهایی که داده بود و برخی از آنها شعارهای آرمانی ملت ایران بود پایبندی داشته و در صدد اجرای آنها برآید

اکنون برخی در داخل و برخی در خارج از کشور دست و پایشان را گم کرده اند و نمی دانند چگونه جلوی اجرای کارهای دولت را بگیرند و البته میدانند که نمیتوانند بگیرند پس همه تلاش خود را میکنند که تا عمر دولت را در همان چهار سال به پایان رسانده و از طولانی شدن عمر دولتی که آرمانهای جمهوری اسلامی را زنده کرده است جلوگیری کنند.

                               محمود احمدی نژاد رئیس جمهور اصولگرا

اما نکته جالب اینجاست که تمامی مخالفان دولت اصولگرای نهم در تمامی موضوعات دست پیش را گرفته اند ...

اگر کمی به اتفاقات چند وقت اخیر توجه کنیم چه سیاسی چه اجتماعی و چه اقتصادی به یک نکته پی میبریم و آن اینکه گروهی هماهنگ و سازماندهی شده تمامی اقدامات دولت را به شکلی سانسور کرده و حرف خود را جای آن مینشانند ...

بطور نمونه : در سفر رئیس جمهور به امریکا و سخنرانی وی در سازمان ملل و دانشگاه کلمبیا تمامی دستاورد های این سفر توسط همین افراد سانسور و تنها به جواب رئیس جمهور درباره همجنس بازی توجه شد ...

البته آقای احمدی نزاد در جواب اینکه آیا همجنس بازی در ایران هست یا نه کاملا حرفه ای پاسخ داد ...

ایشان در جواب گفتند : نه به شکلی که در کشور شما هست ...

ایشان در واقع مقام معنوی و انسانی ایران و خانواده های ایرانی را حفظ کردند و تکذیب نکردند که افرادی وجود دارند که بر خلاف شرع وقانون ایران دست به چنین اعمالی میزندند...

موضوع دوم : کنفرانس تهران بود که باز همین افراد (البته این بار از ناراحتی اینکه چرا پوتین آمد) بدون در نظر گرفتن حضور رئیس جمهور روسیه در ایران و مانور تبلیغاتی خوبی که برای کشور داشت این بار با یک دروغ بزرگ دوباره اقدام به دروغ بستن به دستاوردهای دولت داشتند و همه جا اعلام میکردند که احمدی نژاد میخواهد دریای خزر را برای جلب حمایت روسیه بین همسایگان تقسیم کند ... و کم کم شعار چو ایران مباشد تن من مباد را سر میدادند ...

و .... بسیاری دیگر از مسائلی که دولت در این دو سال با آن روبرو بوده مثل طرح ارتقای امنیت اجتماعی  ... طرح سهمیه بندی بنزین ....

 

من يك مرد مي خواهم

 نوشته شده در  سه شنبه 17 مهر1386ساعت 16:14  توسط محمد علی پناهی نژاد 

ضرغامي يعني يك مرد كسي كه براي هدفش مي جنگد به راهش ايمان دارد  و براي رسيدن به مقصد شبانه روزي و بي پروا مي كوشد  ضرغامي يعني يك  مرد مزورانه نقش ايفا مي كند، اما مردانه تلاش مي كند  تمام زندگيش را به پاي هدفش مي ريزد و باكي ندارد  او گوش شنيدن انتقاد ها را ندارد  اصلا انتقاد ها را نمي شنود  چرا كه با تمام وجود و تمام سلولهايش  به راهي كه ميرود اعتقاد دارد  و به آنچه كه اعتقاد ندارد از ته دل اعتقاد ندارد  او گوش شنيدن فرياد به آسمان رسيده مخالفانش را ندارد  مي جنگد و با چنگ و دندان مي جنگد  و مصرانه مي جنگد.  دوستانش را در گستاخانه به زير بال و پر خود كشانده است  برايشان برنامه هاي اختصاصي و مصاحبه هاي هر چند جفنگ اما طولاني و اساسي طراحي مي كند  و هر روز به بهانه اي به صحنه مي كشاندشان  برايشان موقعيت مي تراشد و عنوان مي خرد همه آنهايي كه دكتر نبودند را به مدد دانشگاهش به دكترا مي رساند  و برايشان موقعيت هاي دروغين مي آفريند  تمام اخبار شبكه هايش را به دوستان و هم كيشانش اختصاص مي دهد  و تمام نقش هاي اول رخدادهاي مهمش را با مهره چيني و گزينش از ميان آنها مي آفريند  در تمام دهه فجر از آنها تقدير مي كند  و در تمام 15 خرداد ها آنها خاطراتشان را مي گويند  و در تمام جلسه ها آنها كارشناسند  اگر افتخاري نصيب ايران شود به بركت حضور آنهاست  و اگر ملت ايران از چيزي گريان شود  آنها هستند كه قبل همه اشكهاي حلقه زده در چشمانشان  به رخ مردم ايران كشيده مي شود  چون آنها دوستان هم هستند و فراتر از دوست هم كيشان همند و فراتر از همه آنها، هم هدف هستند  و هم ارمان  و چه چيزي بالاتر و والاتر از اين . از سفرهاي سياحتي زيارتي استاني  نيم بند حداد با هزار آب و تاب گفته مي شود براي مجلسيان مظلوميت تراشيده مي شود  و صيقل داده مي شود و بعد به خوردمان داده مي شود  جاسبي از ايثار گري هاي دوران انقلابش برايمان مي گويد  و عسگر اولادي از آن30 دقيقه باز جويي پيچيده اش  كه تمام شكنجه و سختي و زخم دوران مبارزاتش بوده  و بعد با چند تلفن سريعا آزاد شده  و به بيان بهتر بنده شده و آقاي ناطق در فرمانيه و از آن خانه محقر و كوچك كه صد در صد ارث پدري است برايمان براي امام اشك بريزد  و محسن رضايي از حمله قريب الوقوع آمريكا بگويد و از طرحهاي پيشرفته  اقتصادي رضا خان  و قالي باف برايمان الگوي مجدد رضا خان شود و باز شريعتمداري سنگش را به سينه بزند  و باز حداد از او حمايت كند  و باز عسگر اولادي در رسايش بنويسد  و باز همه شان به هم لوح بدهند و به دولت فحش. اينها ستارگان جاودان سينماي ضرغامي هستند  و ضرغامي يك مرد است  چون تمام دوستان و هم مسلكانش را مردانه به زير بال و پر گرفته  و تمام ايرلن را به مسخره  و به هيچ چيز جز هدف خود فكر نمي كند  و هيچ صدايي را جز صداي يارانش نمي شنود.
بياييد ما هم مرد بمانيم ، كه امير المومنين مي فرمايند شگفتا از اتحاد آنان در كفر خود و گسيختگي شما در ايمانتان
بايد بيشتر از اين حمايتش كنيم چون بيشتر از اينها تكفيرش مي كنند  بايد تمام اختلاف سليقه هاي درونيمان را كنار بگذاريم  كه او مرديست كه اگر هم چنان آرام و استوار حمايتش كنيم  در پناه حمايت حضرت بقيه الله اعظم  ما را به تمام قله هاي بشكوه علم و ايمان جهان خواهد نشاند . چرا نفسش خسته شده است؟ چرا سينه اش تنگ شده است ؟ آيا اين 2 سال او را اين قدر فرسوده و تف زده كرده؟  چرا در نگاهش اين قدر غم موج مي زند؟
 بايد سپرش شويم سپري از جنس بنيان مرصوص چرا كه« او» نام ما را به لطف خدا و همت خميني دوباره بر بلنداي جهان پر آوازه ساخت  و دل رهبرمان را شاد كرد.  بايد چون جان در آغوشش بگيريم كه واي بر ما اگر روزي بيايد  كه حسرت نگاه مهربان و شيرينش را بكشيم.  واي بر ما اگر روزي بيايد  كه دل گداخته و پريشان حال  سكوت تلخ و مرگبارمان شويم . واي بر ما اگر روزي بيايد و چشم باز كنيم  و ببينيم« او» نيست و ما كوفي شده ايم  كه او مرديست كه تمام دنيا حسرت داشتنش را مي خورند  و حال آنكه از زخم زبان نزديك ترين يارانش  كه داعيه هواداريشان گوش فلك  را كر كرده است  نيز در امان نيست
خواب ديدم خواب ديدم خواب بدي  ديدم  برايت اطلاع رساني مي كنم اي مرد  صدا و سيما را ازمان گرفته اند زبان را كه نگرفته اند  بار و بنه ام را مي بندم و شهر به شهر راه مي افتم  برايشان قصه مي گويم  قصه عزيز مصر كه به رغم برادران غيور، ز قعر چاه بر آمد   به اوج ماه رسيد،  قصه موسي و مافياي فرعون،  قصه عيسي و يهودا،  برايشان قصه مي گويم  قصه ابراهيم و تبر،  برايشان مي گويم كه حتي براي رساندن آب آشاميدني به كوره دهاتشان هم بايد جواب پس بدهد، برايشان قصه مي گويم قصه خلفا و لفت و ليس بيت المال را  ، برايشان قصه مي گويم قصه جمل نشينان را،  برايشان قصه مي گويم قصه سيلي هايي را كه علي «ع» به صورت مي زد و فرياد مي كشيد،  برايشان قصه مي گويم.
با زبانم جهاد مي كنم  ماشين اتوبوس محل كار مترو  اولش سخت است اطلاع رساني مي كنم  با فريادم با سكوتم  با رفتنم با ماندنم  با نفسم با نگاهم با خشمم با شادي ام، كه كوفي شدن در كسري از ثانيه رخ مي دهد
نمي گذارم كه دوباره سوارمان شوند ، نمي گذارم دوباره خر فرضمان كنند  و از آن ميلياردها دلار ثروت  به عنوان تكه زمين كشاورزي ارث پدري ياد كنند  و به ريشمان بخندند، نمي خواهم سالها مضحكه ريش يك ملاي غربزده شوم ، نمي خواهم تكليف انرژي هسته اي كشورم را فري روحاني تعين كند  نمي خواهم ابطحي يا به بيان خودش «طبلي با عمامه مشكي»  مغز متفكر دولتم باشد،  نمي گذارم شهردارم پولم را براي باز سازي خانه شعبان بي مخ خرج كند   نمي خواهم 400 نفراز هم وطنانم در كنار ريل قطار پودر شوند  و وزير كثيف دولت مزدور خاتمي حتي يك عذر خواهي نكند  نمي گذارم كه دوباره به حسين «ع» توهين شود  نمي خواهم امامم را به موزه بفرستند  نمي خواهم حزب الله لبنان را خلع سلاح كنم  و صهيونيسم را به رسميت بشناسم  نمي خواهم مشق دموكراسي را از آمريكا و آلمان ياد بگيرم  نمي خواهم از ملتم حق توحش بگيرند  نمي خواهم دوباره آنها را متمدن بدانم  و خودم را حقير و ذليل و دست چندم  و چشم به راه تكه ناني كه برايم پرت كنند  نمي خواهم رييئس جمهورم در پاچه دختركان زيباي غربي فرو رود  نمي خواهم بوش براي رييئس جمهورم ويزا صادر كند  نمي خواهم 2 ميليارد دلار در وزارت نفتم گم شود و آب از آب تكان نخورد نمي خواهم ببينم يك پسرك مزلف بتواند بيشتر مسيولين كشورم را به يك شپش بخرد  نمي خواهم ببينم رييئس جمهور كشورم به جاي اينكه  مراد آزادگان جهان باشد  و قبله مردان قبيله شرف  عروسك خيمه شب بازي فاحشگان چهار راهي بارهاي دنيا باشد نمي خواهم ببينم يك سوم مردمان استان كرمان بايد تحت پوشش كميته امداد باشند  نمي خواهم فقط كلنگ زدن ببينم محض خوش آمد اين و آن و بستن دهان مردم  و ديگر هچ  نمي خواهم جيب هاي پر و پيمان از قبل سد هاي خالي و كامهاي تشنه ببينم نمي خواهم شهردارم به يك صهيونيست هم جنس باز  كه در تمام فروشگاهايش تبليغ هم جنس بازان را به فاحش ترين روشي مي كند  هليكوپتر قرض دهد  نمي خواهم اعضاي تيم مذاكره كننده هسته اي كشورم جاسوس باشند  نمي خواهم جوانان كشورم را براي مرده سوزي و حمالي به ژاپن بفرستند  نمي خواهم دختران كشورم را در دبي به حراج بگذارند  نمي خواهم فرزندان  رييئس جمهورم در ايتاليا درس بخوانند  و مردم من پول شهريه يك مدرسه دولتي را نداشته باشند  نمي خواهم دست مزد كشاورزان چهره سوخته و محنت كشيده وطنم  8 سال بعد 8 سال بعد  پرداخت شود  نمي خواهم نايب رييئس مجلس امام زمانم «ع» را به استيضاح بكشد  نمي خواهم اعضاي هيات دولتم در جلسه رسمي چت كنند  و جلسه را به خاطر رسيدن مسابقات به آتشكاري ختم كنند  نمي خواهم پرده خانه خدا را به در خانه دزد شهرداري تهران وصل كنند
من یک مرد میخواهم ...
این متن توسط یکی از دوستان که البته نامشان را هم نمیدانم برایم ارسال شد ... دیدم متن جالب و خوبی است با نام خودشان که گمنام هستند ارسال میکنم این هم ایمیلشان : pi_u5@yahoo.com
البته در مورد جناب آقای عسگر اولادینظرات این دوستمان را قبول ندارم و بنظر من ایشان یکی از مبازران واقعی انقلاب بودند و علاوه بر کمک های معنوی از نظر مادی نیز به مبارزان انقلاب کمک های زیادی نموده اند ...

بزرگترین صادر کننده جمهوری اسلامی

 نوشته شده در  پنجشنبه 5 مهر1386ساعت 1:9  توسط محمد علی پناهی نژاد 

حتما سخنرانی های محمود احمدی نژاد را در آمریکا دیده و شنیده اید امشب یکی از دوستان برای افطار دعوتمان کرده بود در مراسم افطار یکی از مسئولین سابق کشورهم حضور داشت و چند دقیقه ای صحبت نمود ...

این بخش از صحبت هایش برایم جالب بود گفتم بهتر است برای شما هم بازگو کنم :

                                    ahmadi nejad

ایشان سفر آقای احمدی نژاد را به امریکا و سخنرانی های ایشان را اینگون تفسیر نمودند : شما هم خوب میدانید که این استقبال از سخنان رئیس جمهور کشورمان در میان مردم امریکا و کلا مسئولین و مردم جهان به این دلیل نیست که آقای احمدی نژاد خیلی انسان مهمی است یا خیلی خوش تیپ و ... است نه ! دلیل این استقبال از ایشان و سخنانشان این است که ایشان آموزش دیده مکتب اسلام و عاشورا هستند .... ایشان سخنگو و زنده کننده آرمان های انقلاب اسلامی و امام خمینی ره هستند .... ایشان بازگو کننده طرح ها و پیشنهادات حضرت امام و مقام معظم رهبری هستند که بارها و بارها توسط این بزرگواران بیان شده و اکنون ایشان این سخنان را به یکباره زنده کرده و به گوش جهانیان میرسانند.

به راستی که ایشان بزرگترین صادر کننده انقلاب اسلامی بعد از حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری هستند ...

 

با آن توصیفی که از آقای احمدی نژاد گفتم به یاد این سخنان از امام خمینی افتادم : از خدا میخواهیم این قدرت را به ما ارزانی دارد که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ بر آمریکا و شوروی را به صدا در آوریم....